تبليغاتX
کان کفو توان


کان کفو توان

کان گنج است و اسراری در آن کفو کفه ی ترازو است و نشان عدالت و توان راه و نیاز رسیدن به آن عدالت

پاسخ هفت راهدان تن و روان به سوال رسالت انسان در این جهان

با سلامی دوباره خدمت دوستان و خوانندگان محترم و روشن اندیش این وبلاگ. مدتی در به روز رسانی سایت تاخیر داشتم. اما در تمام این زمان به اندیشه ی شما بودم و مشتاق شندیدن نظرات شما درباره ی مطالبی که در این صفحات قرار میدهم. در این مدت طبق قولی که به شما داده بودم به تصحیح و علامت گذاری مطالب سایت ( معراج ) بودم. البته منظور بنده از تصحیح مطالب آن سایت دست بردن در آن مطالب نیست چراکه خود و هیچ انسان دیگری را شایسته و قادر به دست بردن در آن کلام حق نمیبینم. بلکه منظور بنده تغییر فونت آن نوشته ها به فارسی و ویرایش و علامت گذاری برای ساده تر شدن درک مطالب می باشد که امید دارم مورد استقبال شما عزیزان قرار گیرد. در تائی لازم دیدم در این برهه از فعالیت وبلاگ خود زمانی سکوت نمایم تا همراهان بتوانند به مطالعه و تفکر در مطالب سایت مذکور بپردازند. همچنین آنچنان که قول داده بودم از این پس ( بعد از پایان مطالب این بخش ) با قرار دادن موضوعی مطالب آن سایت در این وبلاگ تلاش خواهم نمود خود شرحی بر آن مطالب در زیر آنها قرار دهم و همچنین به سوالات شما عزیزان هم در رابطه با هر موضوع در حد ادراک و توانم پاسخگو باشم. پس منتظر باشید که پیروزی و آینده از آن منتظران است. همچنین تصمیم دارم از شما هم تقاضا نمایم که همچون راهدانان عزیز ما به سوال ( رسالت انسان در این جهان ) پاسخ گو باشید و اگر قابل دیدید مطالبتان را برای ما ارسال فرمایید تا در این قسمت قرار دهیم البته با نام دلخواه خودتان. پیشاپیش از شما دوستان سپاسگذارم.

سپاس تو را ای پیر سخن آهنگ جاوید پیروزی را سرود کن.

کامرون


 


پاسخ به بایرومه کوفران :

و انسان مغرور در خویش بود بر اراده مسلط بر خویشتن ضعف روا میکرد بر ندای رسولان این ندا شد تو ای انسان گر دانی از چه ای و بر چه آیی هرگز بر خویش غر و کبر روا نداری و انسان به اولین (( م )) خلقت به کنکاش دعوت شد و بر او فرمان بر شناخت شد و علم زمانه در برهه دیرینمنان بر راز کشف جان این ندا فریاد شد که م آغاز خلقت و وجود اشرف مخلوقات شد و یم اقیانوس بیکران کشف مجهولات.

(( م )) به معنای اولین آغاز جنس بشر نشان از شکل و شمایل نطفه ( کروموزومها )  بر علم ژنتیک اولین شناخت انسان از وجود است اما گر انسان بداند از نطفه ( منی ) که خود در شکل طبیعی حتی از دیدن و لمس آن اکراه مینماید بوجود آمده هرگز بر خود ستایی بر نخیزد. پس ای انسان بدان خلقت تو از مکرو ه ترین مایعات است. پس به خود شناسی برخیز و بر عالم تن و روان اندیشه کن تا راز مجهولات بیابی.


 


پاسخ به بایرومه پیرنیان

انسان نيست پرتوان

مگر در خاصيت جذب درک ادراک اين از آن جهان

حال مقامت اينست انسان

انسان گر مقام خود يافت به درک انديشه انسانی واقف شود همانگونه كه ابوالبشر آدم بر وجود خود واقف شد و فرمان بر زای كرد خود در خود ذات بود و زاد فرمان عقل شد. آنگه از ((م)) اول اغاز بر آدم شد و آدم در فر انديشه و گردش زمان انس+ان شد و بر انسانها دعوت بر شناخت كرد و در ((م)) دوم بر زبانش ( خدا در آغاز تنها كلمه بود) جاری كرد كه مرتبه ی شناخت خود شد و خودا بر فرمان شد و ((م)) سوم فرمان بر انسان به اكمال كرد و انديشمند بزرگ طريقت دانايان را فرمان بر فرياد راز مكتوبات اديان شد.


 


پاسخ به بایرومه آشوردان ........

آنان که بر شتر آن اعرابی نکوکار طمع کردند خود آتش بنیان افکن افروختند. بر آنچه بر زمین است رشک نبرید که گر به دنیای برون خود بنگرید مفهوم کلام یابید. آتش درون حرص افرین است از حرص بر امیال هوشیار شوید در طریقت دانایان سخن از سیاه و سپید نیست خون است سرشت نکونامان بر برابری و آزادگی انسانها بکوشید بر خشم نباشید که نادانی اندیشه ببار اورد بر جاهلان بخوانید آنقدر که روشن شوند این راه خستگی ها دارد بر دانایان. بگوش باشید که اندرز دانایان بر عقل و خرد استوار شد. گله بان بی چوبان راه به دره ها برد. اکنون خود چوبانید گله ها بر شما امانت. انسان دانا نمیرد آنکه نادان شد خود نابود است رسالت شما حکم بر آزادگی انسانها از هر قشر است ما آیین نشناسیم آن که ره در ایین دارد محتاج هدایت شد آیین ما اسانیت و حکم ما پاسداری آن است.

دراندیشه ایم.....


پاسخ شماره ی ۴ آنسما آرامن

بنام حافظ حق

تفکر نعمت بزرگی است که خداوند به انسان عطا فرموده است. حال که آدمی قدرت تعقل و تفکر را دارد در دایره ی اختیار به انتخاب می افتد. وقتی میتواند بیاندیشد و انتخاب کند پس سراسر لحظه های زندگیش رسالتی را بر دوش دارد که بخاطر این ماموریت بدنیا آمده است. خداوند در قرآن میفرماید : انی جاعلون فی الارض خلیفه ( سوره ی بقره - میخواهم در روی زمین خلیفه ای قرار بدهم ) تکلیف معلوم است : ( لقد کرمنا بنی آدم – این تاج عزت را روی سر آدمی نهادیم ) پس معلوم است که نمایندگی را تنها او میتواند به عهده بگیرد. نمایندگی چه چیزی را !؟ خدایگونه شدن را. که چه ؟ که به درک ربی برسد. یعنی انسان آگاهی به نفس ربی خود پیدا کند. برای راه پیدا کردن به این آگاهی باید تمامی مراحل و مراتب سیر و سلوک را طی کند تا به قوه ی ربی خود برسد، حال بنگریم که نبی اکرم (ص) دراین باب چه فرمایشی دارد : ( عبدی اطعنی حتی اجعلک مثلی او مثلی - انا اقول لکل شی کن فیکون و ان تقول لکل شی کن فیکون ) آمدیم تا مقام ربی را بگیریم تا مانند او بشویم تا خلیفه اللهی حرکت کنیم برای رسیدن به مقام ربی ( ال عبودیته جوهره کنهه الربوبیه ) اگر عبودیت کامل شود به مقام ربوبیت می رسیم. این یعنی محل سیر تکامل انسان. حرکت در سیر و سلوک تا رسیدن به مقام ربوبیت خلیفه اللهی. عبور از موانع - عبور از حجابات و رسیدن و برگشت به منطقه ی نوریه ی خود انسان به دریای وحدت. تنها وظیفه ی آدمی است در این مسیر. پس رسالت انسان در این جهان : حرکت از ادنا مرتبه ی وجود تا عالی ترین و بالاترین مرتبه ی وجود تا صعود به بالاترین مرتبه ی وجود است. 

والسلام


پاسخ به آنسما آرامن

زن = زمین = مادر  خاک بر چهره خاکیان نقش بر نمود زیبایی انسان شد و زن در آن بر انسان وارد شد زن زان بر زایی وجود کرد و وجود بر آدم آشکار کرد و وجود حی الحاضر شدن بر کیان شد آدم خود ز خاک بر شد اما به تکامل نرسید در خود شد و بر نیمه ی خود واقف شد نیمه ی آن ز نهان بود و تکامل جهان بر آن دید آنکه خود شناسد بر نیمه ی انسان واقف است. آنکه بر حق نیمه خود نشناسد انسان نبود رسالت انسان پیام برابری دو نیمه ی متکامل فیزیکی تن است زیرا که زن بر زمین امضای وجود خلقت نهاد. بر دو مادر قسم یاد کردن بزرگترین سوگند زمان شد که آنکه  بر گهواره ی خود واقف نشد انسان نتوان شد. بر خاک زمین گهواره ی آدم و بر دامان مادر قسم که بر شکوفایی نامشان تاریخیان حسرت خورند گر ما بسوزیم و بسازیم ....

در اندیشه ایم ...


پاسخ شماره ی 5 بایرومه سرمان.

به نام خداوند الرحمان و الرحیم  

موضوع : رسالت انسان در جهان.  

از زمانی که خداوند رحمان انسان را خلق کرد به او رسالتی فرمان شد که او را بر روی زمین خلفه الله نامید.

زندگی انسان ها بر اساس قومیتها، ملیت ها و مذاهب و نوع تفکر و برداشتی که از محیط اطراف خود دارند متفاوت است. اما همه ی آنها یک وجه مشترکی دارند و آن انسانیت و به عبارتی رسالت نسبت به خود و دیگران می باشد. گرچه در طول دوران ها انسانها از خود و رسالتی که داشتند بیگانه و از او نافرمان گشتند و به بیراهه رفتند ! لذا به همین دلیل از سوی خداوند رحمان، رسولان و فرستادگانی برای اصلاح و آشنایی بر آنچه که از مبداء انسان بر آن تکلیف شده بود آمدند تا آدم را به آن آشنا کنند. همه ی پیامبران، دانشمندان، پیشوایان و متفکران بر این باور بوده اند که یک تکلیفی دارند نسبت به انسان، و آن راهنمایی بشر به سوی سعادت و رستگاری و این همان رسالت است. پیامبران پیام آوردند که بگویند همه ی ما باید نگاهمان، تفکرمان، کلاممان، خلاصه همه ی خصایص و خصلت هایمان مثبت باشد. این زیباترین کلام، گویاترین پیام، و لذا عصاره ی تمامی سوالات و جواب ها در این متن پر گوهر وجود است که فرموده شد ای بشر :  

گر به خود آئی به خدائی رسی، به خود آ


پاسخ به بایرومه سرمان :

گر انسان آن سان شود که بر دار زانسانیت فریاد کند آنگه خدا بر او رحمت بر خودایی کرده است. انسان نه به گوش و نه به زبان انسان اشرف المخلوقات شد انسان آن سان که فرمان است بر اندیشه تفاوت کرد گر اندیشه آلوده شود وای بر انسان.

در اندیشه ایم.....


پاسخ شماره ی 6 بایرومه فریادمان 

بسم الله الرحمن الرحیم 
 

سلام و درود به ذره ذره ی وجود که به پا می خیزد و شعور می آفریند.

رسالت انسان آگاهی دادن بشریت به زمان خویش است، رها ساختن انسان از بند وجود مادی است، که همواره انسان را به بردگی می خواند. ( انسان نه اختیار دارد و نه جبر است ) انسان دو گونه است، مادی و معنوی، که باید کلام جاری شود تا در زاویه ی خود حرکت کند. همه ی رسالت انسان این است : رسیدن به عدالت، خود باوری، نبوغ، خلاقیت، آگاهی به حقیقت زندگی تا رسیدن به وحدت وجود. دور از خود بیگانگی و جاری شدن در فضای انسانی و صلح و آرامش.  

م الله


پاسخ به بایرومه فریادمان :

نویسنده: کامرون ׀ تاریخ: یکشنبه بیست و ششم آبان 1387 ׀ موضوع: ׀ لینک این پست ׀


© All Rights Reserved to kungfu777.Blogfa.com / Theme by:
bahar-20