تبليغاتX
کان کفو توان


کان کفو توان

کان گنج است و اسراری در آن کفو کفه ی ترازو است و نشان عدالت و توان راه و نیاز رسیدن به آن عدالت

مهدی کیست 5

 

م

الله

میم

بسم الله الرحمان الرحیم

بس م الله الرحمان الرحیم

پس بیاب الله تا م الله دانی که کیست

و الله بشناس تا رحمان و رحیم باشی

و بدان آنجا که نامهربانی است و خشم و نفرت، خدا نیست !

و این است کم و نیست حقیقی حضور او در دل انسان

حال با هر نام و آیین و مکتب و ظاهر که باشد مهم نیست!

  پس بخوان : اعوذ بالله من الشیطان الرجیم

و پناه بر به خداوند رحمان و رحیم

و خود هم رحمان باش و رحیم

و آدم را در آدمیتش

در الله بین

آنگاه از درون

دانی که کیست م الله میم

حکم این است :

م

الله

بین

انسان

بخوان

بر خود

و بر اندیشه ی آدمیان

نهان دانایی

نهاد رهایی

خودآیی

خودآ

آدمخدا

خداآدم

خداالله

خداخدام

خدایی

گر به خودآیی

خودآ

آفریدگار

پروردگار

دادار

دادگستر

دادگر

کارگر

یار

یارومه

راهبر

تو یاری

آری

م

الله

میم

م

   الله  

منجی ؟؟؟ چرا و برای چه ؟ هدایت چیست ؟ دانایی بالاخره چیست ؟ از کجا بدانیم دانش ما واقعا دانش است ؟ درک روح بشر چیست ؟ هراس انسان از چیست ؟ هدف زندگی چیست ؟ آیا انسان میان دو صفر زادن و مردن سرگردان است ؟

آنچنان که در مقالات پیش بیان نمودیم انسان موجودیست با ابعاد گوناگون وجودی که این ابعاد از جهان های مینویی تا به مادی با یکدیگر در تداخل و کنش و واکنش اند. پس شناخت همه ی ابعاد وجودی انسان مقوله ای است بسیار پیچیده که برای کنکاش در آن نیاز به دقت نظر و وسعت و عمق دید خاصی می باشد. آنجایی که تعادلی در هستی انسان حاصل شود این تعادل در جهان خارج از او هم نمایان میشود و هنجار انرژی رخ مینمایاند پس انسان در آرامش درون و برون، حیات هدفمند را تجربه مینماید و مسیر انشاء تن و روان را طی مینماید. خواست و نیاز انسان را با نگاهی به فلسفه و تاریخ فکر انسانها میتوان بیان نمود و دانست که انسان موجودیست در جهت حاکمیت بر طبیعت و گذر از نیازهای مادی تا رسیدن به کمالات معنوی ... . دوگانگی ظاهری هستی در صورت و معنا و یا هستی و نیستی و حل تضادهای برونی با دانش و آگاهی درونی که با اتصال به آگاهی کیهانی و درک نور ذات یا پروردگار هستی بخش می باشد را بیان داشتیم و گفتیم که آنانی که به این ادراک دانایی، آگاهی یابند خود آگاهند و راهنمایان برحق معنوی هر عصر و زمان در اجتماعات انسان. پس مسیر آنان مسیری خواهد بود که صلح و وحدت و آرامش و امنیت و پیشرفت را برای انسانها فراهم می آورد و نه جنگ و زندان و جهل و نفاق و ... . آنچنان که در هنر موسیقی مقوله ی هارمونی و هماهنگی میان ریتم و ملودی و احساس درونی و حرکات برونی و ... لازم و ملزوم یک قطعه می باشند میتوان معنای هماهنگی و هارمونی را از تداخل و انتظام اضداد یا گوناگونی نت ها استخراج نمود و در زندگی و ایجاد نظم نوین در عین دمکراسی اجتماعی به کار بست. پس به ساده نگاهی میتوان دریافت که یک کلام خوش آهنگ هرگز ناهماهنگی حاصل نخواهد کرد و آنجایی که ناهماهنگی هست و نا بهنجای حاصل تفاسیر غلط و یا دروغین این کلام یا آیات الهی می باشد و نه بیان حقیقت آنها ... دانستیم که هر آیه را زمانی است و آنچه پویا و جاویدان است خود کلام است که آیات را می سازد و در اندیشه روان است و وسیله ی اندیشه و خواندن زمان در اندیشه ی انسان است. از این رو کلام خود به انسان بخشیده شد که انسان اندیشه کند و انسانیت که خود آیت نیت خلقت است خلق شود. پس آنچه ماندنیست و بوده است دانایی است و مابقی نمایش جهالت در زمان ظهور دانایی است. به دین سبب گفتیم : آنجایی که امر شد بر محمد ( ص ) بخوان به نام خداوند امر بر خواندن بود اما نه خواندن از روی کاغذ که به این اشارت خود میگوید محمد سواد نوشتن نداشت. خواندن به معنای ندا سر دادن است بر دیگران. محمد نیاز زمان خود خواند از نای میان و قر یا اقرا بر آن یا زمان نمود و قرآن شد، اینچنین خود را پایان رسالت نامید چون انسان را بر پایه ی زمان خوانده بود و ختم کلام خدا در عالم ماده آدم بود و این را در زمان پایانی نبود و آدم اشرف و پایان مخلوقات بود که خود خالق هم بود و هر آدم صفحه ای از صفحات کتاب آفرینش بود و این بالاترین کتاب آفرینش بود. به این سبب علی ( ع ) فرمود که قرآن، ناطق است و خود قرآن ناطق است و به این سبب فرمود فرزند زمان خویشتن باش و نوشت مکتوبی دیگر بر پایه ی زمانی دیگر و با ریشه در همان دانایی اول که قرآن بود و نام آن مکتوبش نهج البلاغه بود. ولی افسوس سود جویان و ملایان ادیان کلام را سنگ وجود آدم بر روی کاغذ نمودند و با آن اندک درکشان از همان کلام چه بسیار ظلم ها کردند و میکنند. همانا اینان همان خوارج دین اند. دین، دِینِ انسان به خود و خداست و خدا از آدم جدا نیست. خدا بر اندیشه ی آدم آماج برتری است. پس آنجا که انسان را به معنای برتری رهنمون گردیم خود خداییم و در وحدت وجود او بنده ی شایسته ی او. پس به اندیشه ایم که خادم خدا آدم است بر بندگان و راهنمای بر حق انسان و میپروراند به صبر اندیشه ی انسان. اندیشه هایی که در دوگانگی ماندند گر ابزار قدرت اجتماعی را در دست گیرند همان میکنند که تا به حال در تاریخ انسان دیده ایم و میبینیم !!! دوگانگی و در نتیجه تضاد نابهنجار اجتماعی و جنگ و زورگویی را بر انسان حاکم میکنند و حیات انسانی را به مخاطره می اندازند پس به این درک آواز یگانگی را از دل الکتاب توحیدِ م الله خواندیم بر انسان و توآ گفتیم بر اجتماع و بالاخص جوانان و حق جویان سرگردان. پس بیا و بر درک کلاممان بنشین که سعادت در من و تو بودن نیست بلکه آن محصول ما گشتن و اتحادمان تا به رساندن فریادمان بر گوش همه ی آدمیان است ... . آنانی که در دوگانه اندیشی گرفتار آمده اند بر انکار یکدیگر و اعتقادات یکدیگر نشسته اند در حالی که ما به ادراک یکدیگر معتقدیم و میگوییم که باید تلاش نمود که به چیستی واژگانی که خلق گشتند رسید و نه انکارشان که انکار دور گشتن از حقیقت است و چشم پوشی از آن و چیستی شناخت آن. که هر واژه را نمادی است از برای بیان حقیقتی و حقیقت در همان واژه نهان. پس انسان بخوان خود را بر حقیقت انسان و مبر خود را بر سویه ای از اندیشه ی دوران جهالت آدمیان و مگو که هست خدا یا نیست خدا بلکه بگو که چیست خدا ؟؟؟ اگر روح خداوندی دمیده در روان آدم و حواست پس ای مردم خدا اینجاست. خدا در قلب انسانهاست. به خود آ تا که دریابی خدا در خویشتن پیداست. پس آنان که در دیدار یار واقع نگشتند در عالم ظاهر ماندند و چه تحریف ها و ظلم ها و ستم ها نمودند و خود و دیگران را فریفتند. پس این اشارت را تا به آنجا میبریم که گفتیم آنانی که قوم موسی بودند بعد از دوری او گاو پرستی آغاز نمودند و این است آیه پرستی، که هر موجود را آیتی است از خلقت خدا و مکتوب هستی او، و ندانستند که سوره رهی است به سوی او و ره بسیار است و در وحدت وجود قرآن راه و رهرو و راهبر یکیست و سوره یک آیه یا موجود نیست، بلکه مجموع آیات است و خداوند در محدوده ی چشم مادی نگنجد. او همه جا هست و در هیچ جا نیست.! لنترانی ! هرگز نتوانی دیدن. پس آنانی که معنا را نیافتند و در صورت آیه را به جای آیات دیدند و گرفتند و برای سوء استفاده ی خویش گزینش نمودند و از معنا و ادراک کل دوری گزیدند در قرآن به همان اشاره رفتند که قرآن را بر سر نیزه ها بردند و در مقابل اعلا علی ایستادند و آن کاغذ و مرکب را ظاهرا ً پرستیدند بی آنکه معنای آن بدانند. غافل که خواست خداوند بر رسواییشان است و این تکرار تاریخ است و همان بس که سوره ی بقره یا گاو در قرآن باشد که اشاره کند بر کردارشان که آن را باز به انجماد وجود خود بی اندیشه و درک معنای آن چون گاو سامری برگزیدند و به جای بیان اهداف رسولان انسانیت و حقیقت رسالتشان بر انسانها خواندند و باز با همان بر امامان و رسولان و حقیقت جویان ظلم و حکومت کردند. پس آنکه معنای بقره یافت خدا را خواهد یافت چون به ق رهی میابد و انتهای راه را میبیند که همان الکتاب توحید وجود است و آنان که در صورت قرآن کاغذی ماندند همانا در این زمان کافران و سامری پرستان زمانند. ( تو جان میبخشی و اینجا به فتوای تو میگیرند جان از ما ...!!! ). و این گونه با نام قرآن همان بت پرستان و سامری خواهان تغییر چهره دادند و بر مردم حکومت نموده اند. امام زمان آنی است که مردم را به حقایق دین و هستی و قرآن و وجودشان رهنمون می سازد. آنی است که آنچنان که گفتیم قائم بر تمامی رسالت های پیامبری و ذات انسان باشد و قیامت آدم در اندیشه اش بر پا کند. و آیات وحدت و صلح جهانی و آزادی را بخواند. آنی است که حکم و فرمانش در تضاد با شما و نیات انسانی شما نیست بلکه حکم و خواست درونی شماست از این رو به گوش جان پذیرای آن خواهید گشت و نه با ظلم و زور و تزویر.!!! حقیقت چون کلیدی است که بر قفلی میخورد و معماهای هستی را میگشاید. پس چون آشکار شود همگان از درون آن را خواهند شناخت و این است پایه ی هراس جاهلان حاکم بر دوران از مردان حق و برحق گویان زمان. کنون زمان یکتا پرستی و یکتا شدن انسان به معنای حقیقی کلمه و خروج از صورت هاست چرا که انسان یگانه در چنین پایگاهی از اندیشه اش به دیدن حقیقی خداوند خدایش خواهد رسید و ایمان راستین خواهد یافت و رسالت انسانی و خدای گونگی خود را به انجام خواهد رساند. کنون زمان شکافتن پیله های تنیده به دور طفل اندیشه ی آدم آست و آدم که باید از درک محدود به بی حدود رسد و پروانه وار پروا را نهد و پر بگشاید. زمان خود فریبی و دگر فریبی به پایان رسیده است و انسان امروز تشنه ی حقیقت است. انسان امروز ایمانی راستین می خواهد. انسان زندگانی انسانی می خواهد و خواست طبیعت خواست خداست. این جملاتی است که بر اندیشه ی ما میگذرد و تنها بیانش میداریم چون توان نگفتن نداریم. ما هیچ نیستیم جز ناظری بر خلقتمان و همه چیز هستی مان. آنچنان که گفتیم زمان ما هم بیش از هر چیز بت شکن ها می خواهد همچون همه ی دوران های آدمیان. و این کار همیشگی مردان خداست. پس نترسید. آدمیان خود دیدند آنان که به گرد دیوارها خدا را جستند آن را نیافتند، دیدند آنان که بر دیوارها نماز گذاردند دیوها آوردند ( دیوار = دیو،آر ) و با نام خدا حاکم بر انسان نمودند و احکام باطل نمودند. ( تو را اینجا به گرد سنگ میجویند ! تو را با حیله و نیرنگ میجویند ! تو را با نیزه ها در جنگ میجویند ! ) کنون زمان رویت حقیقت حق است، زمان احقاق حقوق انسان است. زمان آن است که انسان خود و خدا را بشناسد و بر حق عمل کند. زمانییست که انسان باید از شریعت و طریقت و معرفت بگذرد تا به حقیقت رسد. زمان زمان پل صراط است و انسانها بی آنکه بدانند در حال گذرند و چه بسیار سقوط میکنند و چه اندک نجات میابند. زمان آن است که انسان نیاز واقعی خویش را باز شناسد و بر دیگران نیز بی پرده بخواند. زمان آن است که حقایق را بی هیچ هراسی فریاد کنیم. گر ایمان بر حق داریم از نیستی تن نترسیم آنچنان که همه ی آنانی که به دیدار رسیدند و نماز بر دیدار را به جای دیوارها کردند آرامش بر ظاهر خود نیافتند و چندان به دارشان کشیدند. پس بر حق گفتیم : آن را که اسرار حق آموختند ، همچو شعله جان او افروختند. همچو هیزم جسم او را سوختند، چون دهانش وا شد آن را کوفتند،! حق ندارد خامشی، چون ناحق هست !! هرکه گفت حق خامش است، آن ناحق است.! همانا آنان یک لحظه آنجایی که نا آرامی هست آرامش نیافتند. بی شک آنان زندگان جاویدند. هرگز نمرد آنکه دلش زنده شد به عشق، ثبت است بر جریده ی عالم دوام ما ... 

حال نگویید که کیست م الله ؟

بگویید که چیست م الله ؟

این نیاز زمان اکنون است

میان عاشق و معشوق هیچ هایل نیست

تو خود حجاب خودی، حافظ از میان بر خیز

م الله یگانه راهبر بر حق و دانایی و دانای کل هستی است

م الله آنی است که میم آدم را به الله رساند و آدم را با خود و خدا آشتی داد

گر خدا را در خود یافتید شما هم بخوانید م الله

م الله نشان درک هستی و کلام خدا و دانایی آدم است

م الله خدا آدم است

پس :

م

الله

لا الاه الا الله

م

الله

میم

م

 الله 
 
 



در مهدی کیست 6 به بررسی موضوع منجی حقیقی از دیدگاه های فلسفی خواهیم پرداخت.

در مهدی کیست 7 از دیدگاه بررسی موضوعات جهان ادیان امروز خواهیم پرداخت

در مهدی کیست 8 به بررسی موضوع منجی از دیدگاه روان شناسی اجتماعی خواهیم نشست.


انتشار کتاب سوشیانت نوشته ی کامرون به صورت فایل پی دی اف در همین سایت

امید است بتوانیم این کتاب را به عنوان هدیه ی سال نو از طریق همین وبلاگ

در اختیار همه ی همراهان عزیز قرار دهیم.

 

نویسنده: کامرون ׀ تاریخ: دوشنبه هفتم بهمن 1387 ׀ موضوع: ׀ لینک این پست ׀


© All Rights Reserved to kungfu777.Blogfa.com / Theme by:
bahar-20