تبليغاتX
کان کفو توان


کان کفو توان

کان گنج است و اسراری در آن کفو کفه ی ترازو است و نشان عدالت و توان راه و نیاز رسیدن به آن عدالت

سوشیانت

 

 

 

دانلود کتاب سوشیانت به زودی در این وبلاگ مقدور خواهد بود

 

 


 

یا حقی و یا حقی

شمس الحق بر حقی

یا شمسی و تبریزی

چون تب به تنم ریزی

تب ریزی و تبریزی

شمس الحق تبریزی

می ریزی و میریزی

صد جرئه میم ریزی

جانم می و تن خانه

جانم ده و بر خانه

جانم تو و تو در من

من بی تو ندارم من

شمس الحق تبریزی

حق را به جهان ریزی

من در تب تبریزی

تابم برود روزی

یم تاب نمی آرد

می ریزی و میریزی ؟!!!

شعر از کامرون. تقدیم به صاحب بی کران هستی و می ریز رز یر زائی ابراهیم میرزائی آقا م الله میم.


 پریشانم ز عشقش او نداند

همی گریان و نالانم او نداند

ز کامش کامرانم کس نداند

ز نامش زنده جانم کس نداند

مرا بی او توان من نمی بود

جهان بی او ز بودن ها بری بود

زمین بر گرد شمسم مست گردد

جهان بر گرد او دائم بگردد

چو چشمانش بر این دلخسته افتد

زمانی دل ز پا، سر ز مستیها نیفتد

همی گفتند کامرون را چه گشتست

چرا دیوانه دل نالان بگشتست ؟

ندیدند آن جمال جان جان را

چه گویم چون چنینند کور و بینا

همی گفتند مشوش از چه رویی

ندیدند تار موی شمس من را .......

شعری از کامرون. تقدیم به پروردگار اندیشه جمال جان هستی حضرت واجب الوجود آقا م الله.


نویسنده: کامرون ׀ تاریخ: جمعه بیست و هشتم فروردین 1388 ׀ موضوع: ׀ لینک این پست ׀


© All Rights Reserved to kungfu777.Blogfa.com / Theme by:
bahar-20