تبليغاتX
کان کفو توان


کان کفو توان

کان گنج است و اسراری در آن کفو کفه ی ترازو است و نشان عدالت و توان راه و نیاز رسیدن به آن عدالت

آی آدمها ...

 

کتاب سوشیانت را برای تمامی همراهان راهمان ارسال نمایید

کتاب سوشیانت


شکست سکوت دانایان طغیان فریاد است 

هم راه

راه دان

راه را بدانست از راهبری راهبر انسان

راهنمای راهدان گشت جهانبان

جهانی به جهانی دگر نشست

خلق گشت جهان نوینی از آن

راهدان

دانه ای در راه

راه رهایی

دانه ی آزادی به نشان

زنگارهای جهل در درونمان

ما شاهدیم بر خود و دیگر آدمیان

نخواهیم بر انسان زنگارهای جهل درونمان

رستاخیز از رستگاری انسان

ما شویم از اندیشه ی نهان

ذات را بر ما نهیم

تا جملگی خود خدایی یابیم

قفران است راز آن

در راندن آدمیان

سفیدی باید دلهای همراهانمان

به نشان راهدان

شال سبز است فرجام سفیدیمان

سبزیست اینک نشانمان

نه نشان سیاست مداران و سود جویان دوران

که رنگ ها از برای نیرنگ ها میکنند نشان

نشان دانستن راهمان

و خواندنش بر انسان

و جستن در درونمان

و سوختن در فرجاممان

و نیست شکایتی از آن

که آیت شک است شکایتمان

و این راه است راه انسان

ایران نار ریا خود آتشی شود بر ریا کاران

پس محکم گشت شالهایمان

و سبزی را از آن خود دانست راهدان

اینک بر همراهان بخوان

و سبزی را پاس بدار بر انسان

و نیک بیاب این گفتارمان

که این آغاز جوانه ی درخت آزادیست

و این زمان این درخت است جوان

پس سبزیست نشان آن

بیاب خود را ای انسان

و بدان چیست معنای جان

این جوانه ی سبز درخت آزادیمان قهوه ای خواهد گشت در زمان

از این سینه سوختن و راهبانی روشنگران راه انسان

از سوختن سینه ی مادران و پدران شهیدان راهمان !

ما می سوزیم از غم انسان

غم دختران و پسران

غم کودکان و پیران

غم اندیشمندان دوران

غمی است در درونمان

غم راهدانان و بیراهه رفتگان

غم از دست رفتگان و در دست ماندگان

اینک خود شاهدید و شهید ای همراهان راهمان

چون حی الحضور است کنون پروردگار جان

در دیدگان شمایان

پس شما شاهید یکایکتان

و پادشاهی پسر انسان بشارت بود بر مومنان

از فرمان ذاتمان

کنون سبز گشتند از آن فرمان

امید که به رویش این سبزی بشکفد ندای اتحادمان

قهوه ای ایست رنگ سینه سوختگان انسان

که این نشان است فرجام رویش انسان

تا گذر از سیاهی ها و طلوع سرخی ها

پس رنگ دیگر سیاهی است بر انسان

رنگ گذر از مرزهای جهالت انسان

و بر پا سازی رستاخیز زمان

در روان هر انسان

گذر از دوران سیاهی انسان

به یگانه توانی که کان کفو توان می بخشد بر آدمیان

راهبر جان داد معنای انسانیتمان

از سرخی خون خود رویاند سبزیمان

پس پاس میداریم خون سرخ هر انسان

خون جوانان و زنان و مردان

رنگ سرخ شالبند راهبرمان

یگانه راهبر جان

ابراهیم زمان

و این نشان است کنون نشان انسان

سازمان یگانگی انسان

ذات را بر ما نهاده است به این سان

کجاست اینک باورتان ؟!

کجاست اینک یاوریتان ؟!

از هر رنگ و نژاد و قوم و دین و ملیت و جنسیت انسان یگانه هست انسان

پس بنشینید به معنای انسان

که یک تنیم اما اینک در تنهاییمان

و بخوانید فریاد زمان بر آدمیان

کلام توحید انسان است کلام این زمان

در وحدت آدمیان بر پا خواهیم ساخت انقلاب نوین ایران

انقلابی مستقل از همه ی انقلابات جهان

انقلاب انسان

درود بر مردان و زنان دلیر و حقیقت جویان دوران

و ما من ندارد در پندارمان

و ما خود همراه انسان

یگانه بنده ایم و بند بندگی نکو دانیم بر گردنمان 

........................

حلقه ای  بر   گردنم   افکنده   دوست

می کشد هرجا که خاطر خواه  اوست

حلقه  بر  گردن  نه  از  بی  مهری  است

حلقه ی عشق است و بر گردن نکوست


فرمود برایش آبی بیاورم

قصد برکه ها کردم

آب را ناب نیافتم

پس قصد دریا کردم

و اینک اقیانوسی است در راهم

.....

زمین

مادر امین

امانت دار خلقت

امانت امنیت ایمن

امت آدم

فرصتی در دم

دانشگاه آدم

پایان آغاز

آغاز پایان

بر سردر معابد تن و روان در سرتاسر جهان نام توپک زمین دانشکده ی انشاء تن و روان را بیاویزید


بشارت باد پادشاهی پروردگار جان بر آدمیان

 

 

نویسنده: کامرون ׀ تاریخ: سه شنبه سی ام تیر 1388 ׀ موضوع: ׀ لینک این پست ׀

کتاب سوشیانت نیاز این زمان است

 

هیچ قدرتی در این لحظات توان ایستادگی در برابر موج اتحاد انسانها و رویارویی با یارانی که شعار حق و عدالت و یگانگی را سرود خویش ساخته اند نخواهد داشت.

 

کتاب سوشیانت را برای تمامی دوستان و آشنایان خود ارسال نمایید

 

کتاب سوشیانت

 

کنون زمان طلوع سرخی خون انسانهاست

 

 

نویسنده: کامرون ׀ تاریخ: دوشنبه هشتم تیر 1388 ׀ موضوع: ׀ لینک این پست ׀


© All Rights Reserved to kungfu777.Blogfa.com / Theme by:
bahar-20