تبليغاتX
کان کفو توان

|کان گنج است و اسراری در آن کفو کفه ی ترازو است و نشان عدالت و توان راه و نیاز رسیدن به آن عدالت|

زندگی امروز ما تحقق داستان ارباب حلقه ها است پس به پا خیزید ای یاران حق و حلقه ها بر پاسازید

ارباب حلقه ها 

بشنوید اینک صدای اوسیمای شهر توآ را که سیمای اوست ( هو الحق )، پس از خود آیی در مایگاه خدایی و اندر صورت او راز دانایی را بر شما می خواند و دانائی انسان را می خواهد .... 

ای جوانان با ایمان و ای سربازان دلیر شهر توآ بشنوید این سروده ی انشاء تن و روان را که شما را روان در دو عالم میکند. پس در این آهنگ الهی به رقص آیید که آهنگ هم آهنگی جسم و جان آدمیان و ندای کمال هستی هستا است. 

زمان زمان اتحاد و هم آهنگی دانایان در راه زدودن زنگارهای باقی جهل از پیکره ی اندیشه ی آدمیان است.  

اتحاد انسانها فرمان است ... 

فرمان اتحاد و وحدت آدمیان یگانه فرمان است و یگانگی فرجام حق و عدالت و معنای انسانیت انسان است ... پس بخوانید اینک آهنگ یگانگی آدمیان را در گوش ها و گره کنید در هم دست ها و برپا سازید اندیشه های خروش خلق ها را ... 

همانا آیندگانمان افسانه های شیرین خواهند خواند از حرکت انسان ساز حالمان چرا که میدانند افسانه ها بهترین شیوه ی بیان و انتقال حقایق تلخ و شیرین و جاوید دوران ها است... 

فرمان یگانگی زمان مرگ من برای تولد ما است ... اینک داستان ما داستان ارباب حلقه ها است و حلقه نشان اتحاد است و حلقه ی انسان ها راز پیروزی ما است.  

پس حلقه ها بسازید از دست هایتان و ندای یگانگی انسان برآورید از حلق هایتان و ندای حق را از حلق فریاد کنید و با حلقه ی پرمعنایتان در هم بپاشید کاخ های این ویرانگران ستمگر و اهریمنان دوران را ... بجوشید و خروشید و در هم بپاشید بنیان ظلم این کهنه بیدادگران جهان را ... 

انشاء کنید اینک رسم منشاء انواع را در نشئه ی اشیاء و بجوئید اسرار جان را در جام جهان سوزان ...  

نگین دانائی زیور وجود دانایان و جویندگان اسرار انسان در معبد اندیشه ی کیهان یهنی انسان و کت اب کتاب توحید حلقه ی آن نگین اینک بر دست هایمان ... پس چه باک از اهریمنان دوران ؟؟؟؟  

به رسم شجاعت بی مانند پیر دانایان خواهیم تاخت تا فتح فرازهای قله ی انسان و خواهیم شکست بنیان قدرت شیاطین به زدودن جهل آدمیان و این معنای امام زمان یا نوید فرجام شبهای قابیلیان و احقاق حق وجود هابیلیان و ثمر مشت های گره کرده ی دانایان و متو نشان آن ز جان بر دو جهان .... !!! 
 

اینک زمان برپا سازی قیام انسانهاست زمان یکی شدن فریاد خلق ها در حلقه ها است و این یگانه در وحدت همیشگی انسانها است. 

حق همراهمان و سیمرغ جان نشان آن در سرودن وحدت و یگانگی بی مرز انسان ... پس درود بر اندیشه ی بی پایان سیمرغ جان ابراهیم زمان و میر زای اندیشه ی انسان در زمان و یگانه امام زمانمان و حی الحضور آدمیان ... پس قیام وحدت نشان دانایی و خود آیی انسان و چه شکوهی است آن زمان که فریاد برآوریم بی زمان .... . 

سلسله ی موی دوست حلقه ی دام بلاست       هرکه در این حلقه نیست فارغ از این ماجراست

 

نوشته ی : شهاب ابراهیمی


انسان این زمان برای دست یابی به اطمینانی از آینده ی حرکتش در راه قیام وحدت نیازمند خود یابی است، سموم تلخ و شیرین دوران و نارسایی اندیشه های گذشتگان و فریب خوردن های پی در پی انسان و تاثیرات حکومت جاهلان بر اجتماعات انسان موجب به بروز مسمومیت اندیشه ها و نوعی بی دفاعی روانی در مقابل فشارها و پذیرش محکومیت ها گشته است و این امر دلیلی به ایجاد فضای فکری پوچ گرایی و عدم اطمینان به بزرگ مردان دوران و انجماد و سردی اندیشه ی انسانها فراهم نموده است ...  
 

اما شناخت بیماری اولین گام درمان و درمان این بیماری مساوی است با به جوش آمدن تن و اندیشه ی انسان و ظهور وی در فرهنگ انقلابی، که یگانه تحت چنین شرایطی میتوان سعادت بشر و آینده ی هر حرکت انقلابی را تضمین نمود، چراکه به تجربه دیده ایم چه بسیارند دیکتاتورهایی که در هر زمان با تکیه بر جهل همنوعان قصد حاکمیت و چپاول آدمیان را می نمایند !!! اما میدانند ملتی که در آن فرهنگ انقلاب باشد و انقلاب یک فرهنگ جاویدان گردد هرگز قابل استعمار و استثمار نخواهد بود، به نسل ها باید آموخت که انقلاب و تحول دائم شرط یک جامعه ی سالم و پویا در هر زمان است و فرهنگ انقلابی و انقلاب فرهنگی یگانه شرط پیروزی و تضمین تحولهای عظیم مثبت در جامعه خواهد بود ... و این یعنی حتی اگر انقلابات مکرر هم لازم بر اجتماعمان شود آن انقلابات نیاز برون رفت از شرایط انجماد است و نباید خسته کننده و محکوم و بی میل به آن خود را بدانیم. ما همیشه ایستاده ایم به راه هر تغییر مثبت و انسان ساز و فرهنگ انقلابی است درس این زمانمان بر انسان.

تحت چنین ایمانی است که میگوییم :

انقلاب واقعی بشریت انقلاب اندیشه ها است 

آری شناخت بیماری یعنی گامی به سوی درمان آن و درمان چنین بیماریی یعنی خروج انسان از دایره ی جهل حاکمان دوران و درهم شکستن حکومت تحمیل گران بر اجتماعات انسان و این یگانه با انقلاب زنان و ایجاد صفوفی متحد در راه احقاق حقوقشان امکان پذیر است ... 

در راه طریقت دانایان سخن از فرد یا افرادی معین نیست، سخن از من و ما نیست، سخن از بررسی راه رهایی انسان و توانایی رهبری در راه ایجاد اتحادی انقلابی و توان بخشی آدمیان و ایجاد دانایی و بیداری در اندیشه ی انسانهاست و باطل حکومتی، در پس حکومتی باطل گشته مورد پذیرش ما نیست ... واژه ی حکومت خود اولین محکوم به نابودی اندیشه ی دانایان و بطلان این واژه یعنی یگانه آزادی انسان از بردگی و محکومیت در زمان ...  

کلاممان ساختن اندیشه های نوین است در راه دست یابی به جهان شایسته ی انسان و در این راه روشنفکران و بینش مندان و دانش مندان زمان پشتوانه و یارمان و ما در پایگاه اندیشه ی علمی گوش به کلام همگان حال با هر نام و مکتب فکری که بر خود گزیده اند میباشیم و تصور مخالفت و یا تضاد ترقی خواهانه ی انسانها با راه دانایان اندیشه ای است بی بنیان و آزادی و یگانگی انسانها آرمان این زمانمان و وجود حکومت انسان بر انسان اولین محکوم اين دوران و ظلم ایجاد شده بر پایه ی آن دلیل و برهانی قاطع بر نا آرامی و مبارزه ی مان در هر زمان است ... 

پس میخوانیم اندیشه های راستین آدمیان را به برادری و اتحاد و این است نور حرکت جاوید دانایان در اندیشه ی آدمیان محکوم در جهل جاهلان زمان. 

برکندن بنیان های کهن ظلم نقطه ی آغاز تفاهم تمامی اندیشه های انسانی در راه ایجاد هماهنگی و اتحاد در حرکت دوران ساز و لحظات قیام وحدتمان است ....  
 

م الله لحظه ی پیوند انسان با ماهیت وجود 

و حفاظت از شان انسان است

 

نوشته ی : شهاب ابراهیمی

|+| نگارش شده توسط شهاب ابراهیمی در شنبه بیست و دوم تیر 1387 ساعت 12:1 |